رویش

مشت می زند بر جدار دلم.

می سوزد زیر دنده ام

و کشاله رانهایم تیر میکشد.

بهار، دست سبزش را کشیده بر شاخه های خشک .

بزرگ می شود،

من هم.

/ 10 نظر / 23 بازدید
علی حیدری

خیلی دوستش داشتم. سال نو مبارک. امیدوارم سال خوبی باشد پر از روزهای بهاری

جان کوچولو

رویش دوباره بهار و برزگ شدنتان را تبریک میگویم. [گل]

Nasim

salam solmaz joon, khoshhalam az ashnaeet. ma ottawa hastim. ishala ninit be salamati donya biad. nini man ishala to vakher july donya miad. khoshhal misham bahat ashena besham. weblog ghashangi dari. movazebe khodet bash.

Nasim

لینکت کردم. اگه دوست نداشتی بهم بگو و بگو به چه اسمی لینکت کنم؟

مهدي

پير شي الهي! [چشمک] البته كه دلت هميشه جوان بماند.

همساده مهربان

قربون دوتا تون برم[قلب]

بیتا

سلام.شما نی نی دارین.چشای من گرد شد.نمیدونم چرا فکر نمی کردم. باید اینو بگم.هر وقت یه خانوم باردار می بینم می گم.انگار که واجبه.خواستم بگم یعنی الآن می دونید چه قدر مهمید؟می دونید کلی از موجودات زنده و غیر زنده در خدمت شمان؟می دونید اگه نوشتن بلدید الآن می تونید یه کتاب بنویسید؟اگه آهنکسازی بلدید میتونید یه قطعهءعالی بسازید؟میدونید احساستون الآن قدرتی به اندازهء یک کوه داره؟از این فرصت استفاده کنید تو رو خدا.هر چی که دوست دارید "بخواهید".به نظر من فقط کافیه دستورشو بدید

بیتا

1سلام.آبان امیدواره دانشگاه رشته هنر قبول شه و از کلاسای اونجا استفاده کنه.البته حداقل دوسال دیگه مونده. 2در مورد شمام زوده از هدر رفتن استعدادهاتون بگید!یه راه به چه دور ودرازی پیش روتونه! 3منم نمی دونم اون نیروها رو چه طور میشه به کار گرفت.اما میدونم که هستن چون تجربه شون کردم.می دونم که احساس آدما تو این شرایط به طرز عجیبی قوی میشه وقدرت درک دنیا به وسیلهءاحساساتشون رو پیدا می کنن. وغیر از این اینکه میشه به دنیا سفارش بدی،سفارش یه جا پارک آماده یایه میوه گوارا.به نظر من اینا مسخره نیست.خرافاتم نیست.هر کسی ام ممکنه "از ظن خود"تفسیر کنه من اما فکر میکنم وقتی یه زن بارداره خدادستشو تو دست خودش نگهداشته وهی با مهربونی و لبخند نگاهش میکنه...