سوگنامه

دریغ و درد که تابستان زیبای تورنتو رو به پایان است و آن سرمای طولانی بی پدر مرد افکن در راه. کابوس منفی چهل، به مثابه دیو چهل سر احاطه ام می کند. غول زمستان پشت پنجره ایستاده است.

/ 8 نظر / 22 بازدید
نگار!

دریغ و درد!!!

مهرزاد

کامنتی که توی پست قبلی گذاشته بودم رو نوشته بودی منطورتو نمی فهمم عب نداره چیزی زیادیو از دست ندادی

مهرزاد

با اون کامنتت موافقم که یه عده واقعا بلد نیستن زندگی کنن نمونه هاشون رو زیاد دور و برم می بینم vivre sa vie رو ببین اگه وقت کردی سلام

hasti

آخ پس تو هم از زمستن شاکی‌ هستی‌. میفهمم. راستش در مورد سوریه نمیدونم. احتمالاً دیر یا زود میشه مثل لیبی‌، اما چون نفت نداره و ثروتی هم برای آمریکا در کار نیست، کمتر توش دخالت میکنه.

مهرزاد

لطف داری به خاطر کودکی من قابل ندارن