تاریخ مکرر

یادته توی کتاب تاریخمون وقتی می رسیدیم به ستارخان و باقرخان، همه کلاه از سر بر می داشتیم؟

/ 9 نظر / 17 بازدید
وارطان

ای بابا دیگه هیچی نمونده!!!

شیما

زندگی ، برگ بودن درمسیرباد نیست ،امتحان ریشه هاست، ریشه هم هرگزاسیرباد نیست، زندگی چون پیچکی است که انتهایش میرسد پیش خدا[گل][گل][لبخند]

hasti

راستی‌ میکردین؟ کلاه از سر برمیداشتین؟

نگار

چه ابهتی داشتن برام!

هوم..موافقم!

مهران

حالا حساب کن امروز به اسم چه کسانی دارند کلاه از سرمان برمی دارند. نیستی. کم پیدا...!!![گل]

ستاره پنج پر

منظورتو فهمیدم من هم منظورم این بود که کاش الان هم به اندازه گذشته برای افراد مبارز ارزش قائل بودیم