توییست داغم کن!

دیروز، شاید جزو موارد انگشت شمار در عمرم، دوست داشتم آدمها در کمترین فاصله از من بایستند. از تماسهای بدنی وحشت دارم. ترجیح می دهم هر چه دورتر سنگر بگیرم. یکجور حصار امن دور خودم بسازم. مطمئن نیستم از کی یا چرا اینطوری شدم، از شکنجه شدن در خیابانها و تاکسی سواریهای گذشته شروع شد یا قبلتر. هر چند این فوبیا منحصر به جنس مذکر نمی شود. اصلا از تصور اینکه اینقدر به آدمها نزدیک شوم که بویشان به شامه مثل سگم برسد، حالم بد می شود. به هر حال دیروز، این غریبه ها برایم خیلی عزیز بودند. در یک روز سرد و برفی رفته بودم مرکز شهر برای کاری، برگشتنی هوا وحشتناک شد. برف و بوران. یک قطار مترو و دو اتوبوس باید عوض می کردم برای رسیدن به خانه مان که آخر دنیاست. توی ایستگاه منتظر اتوبوس آخری نشسته بودم. از نوع مثلا سر پوشیده بود که سه تا و نصفی دیواره دارد و از آن نصفه باز باد می پیچد داخل. کف بقیه دیواره ها هم بیست سانتی از زمین فاصله دارد. خلاصه فقط به درد خیس نشدن زیر برف و باران می خورد، آن هم شاید تا شصت، هفتاد درصد. از یخ زدگی محافظت نمیکند. چانه ام بیحس شده بود. آب بینی ام راه افتاده بود. دستکش نداشتم. نمی شد دستهایم را بکنم توی جیبم، چون می خواستم شال گردنم را سر جایش نگه دارم که باد نکندش. عضلات کمرم ریز ریز می لرزید. حس کردم یخ می زنم، زودتر از اینکه فکرش را بکنم یخ می زنم. به دیواره باز ایستگاه نگاه کردم و یاد نایلونهایی افتادم که در تهران زمستانها می زنند دم کیوسکهای روزنامه فروشی، چقدر رویایی به نظر می رسید!

بعد آدمها رسیدند. برای اینکه کمتر خیس شوند، همه سعی می کردند خودشان را زیر آن سقف جا کنند. اول ضربان قلبم بطور عادتی بالا رفت. فوبیای تماس و کمبود اکسیژن و بوهای عجیب. بعد کم کم لرزش کمرم خوب شد. حس برگشت توی چانه ام. آدمها بیشتر و بیشتر شدند و من گرم شدم. اصلا خودم را جمع نکردم که بهشان نخورم.دوست داشتم بیایند محکم بغلم کنند. دیواره باز، با بدنهای انسانی تقریبا بسته شده بود. یک جور آرامشی بهم دست داد که دلم می خواست چرت بزنم.

/ 2 نظر / 25 بازدید
تاد اندروز

زندگی شاید همین لحظه هاست اینجا که من هستم الان بیرون دارد برف می‌آید من نشسته ام پشت مانیتور با رکابی ، گوشه پنجره را باز گذاشته ام سرما بخزد داخل سرما زندگی است

ناتالی

vaaay che royayeee booodd in postet....oon akharesh ro toonestam hes konam..