خ مثل خواهر

من پنج سال از خواهر دومی بزرگتر بودم. دومی و سومی ولی پشت سر هم بودند، به اصطلاح شیر به شیر. گاهی با دو قلو اشتباه گرفته می شدند. به هر حال ما سه تا بچه قد و نیم قد بودیم. من همیشه احساس می کردم خیلی زیادیم. آدمهای با کلاس دور و بر ما، یکی، دو تا بچه بیشتر نداشتند. روی تابلو ها هم نوشته بود:" دو بچه کافیست." یک بار مادر و یک بچه توی کالسکه و یکی در بغل و من که پشت سرش می آمدم، توی خیابان می رسیم به پیرزنی از اقوام دور مادری. بعد سلام و علیک، طرف بر می گردد با تاسف می گوید:" فلانی، تو که شوهرت متخصص اطفال بود و خودت هم تحصیل کرده، این چه بلاییست سرت آوردی؟ تو چرا آخه؟" مادر هم که بصورت ژنتیکی خودش را به زمین و زمان بدهکار می دانست، سرخ می شود و بنفش و تا مدتها احساس شرمساری می کند.

یک مشکل دیگر هم وجود داشت، همه دختر بودیم! پدر البته دختر دوست بود. ولی فامیلهای مادری فرق می کردند. بیشتر هم پسر زا بودند. جلوی پدرم جرات نداشتند حرفی بزنند. در نبودش گاهی یک چیزی می پراندند. من هشت، نه ساله بودم و می فهمیدم. بهم بر می خورد. بیشتر این فامیل را به لطف کوچیدن به شهر پدری، خوشبختانه ما برای سالها ندیدیم. بعدها از لابلای حرفهایشان فهمیدم چقدر آرزوی دختر داشتند! هر کدامشان که باردار می شد کلی امیدواری می کردند و بعد همه نقش بر آب می شد. کلا تخم دختر ورچیده شده بود از بساطشان.

اینجا ولی داستان کاملا متفاوت است. آدمها یا انتخاب می کنند که بچه نداشته باشند، یا سه، چهار تا قد و نیم قد دارند. در مورد آدمهای حسابی صحبت می کنم البته. یک سری الکلی و معتاد هم هستند، اکثرا هیسپانیک و سیاهپوست، که تعدادی غیر قابل شمارش بچه دارند از پارتنرهای مختلف. پول خوبی هم از دولت می گیرند بابت پس انداختن این بچه های بینوا، که در آینده یکی می شوند لنگه پدر مادرهاشان. به هر حال اینجا سیستم تک بچه تقریبا منسوخ است. اختلاف سنی زیاد بین بچه ها هم همینطور. ظاهرا همه به سفارشات دکتر هلاکویی در این زمینه عمل کرده اند.

من راوی داستان هم بعدها فهمیدم که چقدر خوش شانس بوده ام. کلا خواهر برای دختر از نان شب هم واجب تر است. یعنی اصلا بدون خواهر راه ندارد. به اندازه داشتن پدر و مادر مهم است، شاید هم بیشتر. در مورد برادر نظری ندارم. خیلی مطمئن نیستم کاربردی داشته باشد!

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی تا

دارم برات دست میزنم.محکم و بی وقفه.....منم میگم عالیه.... *** منم دوتا خواهر دارم.بی برادر. **** نی نی خوبه؟

ناتالی

in post engar harfhaye man bood...pishapish madar shodan ro tabrik mgam azizam

من در به در

حسودیم شد - ما سه تا برادر بودیم - یکی شون که توتصادف رفت، اون یکی رو هم غرورش و زنش از ما گرفت

Amelie

:*

Nasim

عزیزم معمولا اینجوریه کسانی که حسرت چیزی رو دارن میبینن دیگران دارن سرکوفت بهشون میزنن از حسادت! خواهر خیلی خوبه موافقم باهات با تک فرزندی هم مخالفم!

همساده

چقد لطیف...چقد من غمگینم:(

مجید

برادر و ما ادراک ماالبرادر!

مهدی

ما که جنس مان جور جور بود. یک برادر و پنج تا خواهر که دو تا هم دوقلو بودند![لبخند]

مهرزاد

من برادرزاده‌هام پسرن خواهرزاده هام دختر نظرات صائبی در این خصوص دارم که باید بنویسم لابد سلام کوین خیلی خوبه باید درموردش حرف زد مخصوصا در این خصوص که باید چیکار کرد باهاشون

احسان بهرامی

از نوشتتون احساس کردم در خارج از کشور زندگی می کنید و صحبت از دکتر هلاکویی کردید احتمالا آمریکا. اگر این طوره می خواستم بدونم از تجربیات مهاحرت تو وبلاگتون چیزی گفتید؟ من تو نگاه کلی چیز مشخصی ندیدم.