بابا عاشقتم

والدین من چند سالی ست به نوعی پارانویا دچارند. احساس می کنند تلفنهایشان تمام مدت کنترل می شود. حرفهایشان را قبل از گفتن، سبک سنگین می کنند. اگر هم احساس کنند تو حرف خارج از محدوده زده ای، فورا با نگرانی بحث را عوض می کنند. این آخریها علایمشان حادتر هم شده، مثلا اگر حتی بپرسی بنزین گران شده یا نه، طفلکی ها ضربان قلبشان بالا می رود، فوری شروع می کنند به انکار و تاکید بر اینکه همه چیز عالیست. گاهی آدم را از کوره به در می برند، جوری که برگردی بگویی آخر شما چه شخصیت مهم اجتماعی، کدام عضو مهم اپوزیسیون، کدام فعال سیاسی هستید که انقدر تحت نظارت مستمر باشید و تلفنهایتان هر لحظه شنود شود، آنهم برای حرفهایی که اصلا رنگ و بوی سیاسی که هیچی، اجتماعی هم ندارند؟ جوابش را می دانی البته، تکیه کلامشان این است که "تلفنهای راه دور کنترل می شود."

الان ده روزی ست که برای زایمان خواهرم رفته اند استرالیا. دیروز که با هم تلفنی حرف می زدیم، بابا شروع کرد به تعریف از طبیعت و زیبایی ملبورن و اینکه چقدر تمیز است وفلان و بهمان، یکهو از دهانش در رفت که همش فکر می کنم که اینها زندگی می کنند، ما هم زندگی میکنیم. فوری حرفش را قطع کرد و با احتیاط پرسید الان به نظر تو، امکان کنترل تلفن وجود داره؟ گفتم آره پدر جان، شما انقدر برای سیستم خطرناکید که حتی تلفن استرالیا به کانادای شما رو کنترل می کنند، حالا با چه تکنولوژی، خدا می داند.

 

/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناشناس

عزیزم بابات حق دارند.من برادرم دانشجوی دانشگاه آزاد بود .چندین بار مشروط شده بود و در حال اخراج بود نمیدونم چه جور شده بود با حراست آشنا شده بود و اونها از ورطه بلا نجاتش داده بودند.یک شب که ایران بودم دیدم برادرم با تلفن یواشکی حرف میزنه و یک لیست مینویسه.خلاصه کنم بعد از پرسیدن و این در و او در خواهرم بهم گفت اطلاعات در برابر این کار حراست ازش خواسته مثلا دوستهاش،عقایدشون نمیدونم حجاب زن فلانی وچیزهای عجیب و غریب دیگه ای رو براشون انجام بده.من از برادر خودم اینو دیدم و دلم خون شد و دیگه به هیچکی اعتماد ندارم

ستاره پنج پر

هرکی ایران زندگی میکنه همین حسو داره. زندگی با ترس عادتمون شده...[ناراحت]

مهرزاد

یه کم باورش سخته ولی هر شماره‌ای که از ایران که با خارج اط کشور تماس بگیره یا برعکس کنترل میشه حالا ممکنه لزوما گوش ندن و احضار کنن ولی یکی از دیتابیسا همینه متاسفانه باورش برای خیلیا سخته سلام الان تنظیمات فیسبوکمو عوض کردم الان دیگه هرکسی میتونه ببینه عکس و اینا رو http://www.facebook.com/mehrzad.mirzaei

نگار

پدرو مادر منم همینطورن!آی حرص می خورم حرفو عوض می کنن!جتابه که تو جوونیشون سرنترس داشتن!به بچه هاشون که می رسه دلشون می لرزه!

مهرزاد

تونستی فیسبوکمو ببینی؟ پس چر اد نکردی منو؟

ستاره پنج پر

خواهرزادمه[چشمک] امیدوارم این ناراحتی ها یه روز جواب بده [ناراحت]

مهرزاد

یکی چند وقت پیش زنگ زده بود رادیوفردا براش اسمس اومده بود مشترک محترم شما تحت تاثیر رسانه های بیگانه قرار گرفته اید مراقب خودتون باشین و گرنه پیگرد قضاییتون میکنیم زنده باد دیکتاتور

hasti

من خیلی‌ از این موارد دیدم، خوب حق هم دارن نگران باشن، نداران؟

توکا نیستانی

خیلی خوب بود :)

فرشته

سلام خوشم اومد منم عاشقتم پسرم