بار گران

سخته رفتن.انگار می میری و زنده می شی.این آخرین پستیه که از این خونه می نویسم، شاید از این شهر، شاید از این کشور...

/ 3 نظر / 17 بازدید
گیلانی

چقدر نومیدانه حرف میزنی؟ اینجا قشنگه کشور ماست ولی انها که بفکر ما و وطن ما نسیتن کشور انها نیست . فقط بدون . چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی -- من چه گویم که غریبم در وطن خویش ... امید دارم سری به کلبه ما بکشی و پر پرواز به دیار غربت را از یاد ببری.

گیلانی

یادم رفت بگم . غریب دیار خویش مباش که زندانی غربت بودن سخت است .در جایی که متولد شدی بزرگ شدی بال و پر گرفتی قلب شکسته ات را غریبانه در دریار غربت بباد بیشتر از این نشکن . هر جا روی اسمان به یک رنگ است باز هم اینجا موقع بارش باران چتری بالای سرت میگیرند.