کوبیدم به تیر چراغ برق.داشتم به موبایلم ور می رفتم.سرمم خورد به سقف.تازه روز فرد بود ماشین تورو بر داشته بودم.حالا میای خونه حالت گرفته میشه.بدیش اینه که دادو بیداد نمی کنی ساکت میشینی یه گوشه یه جوری نگام می کنی که یعنی هیچ کاری رو درست انجام نمی دم و از این حرفا.اینو می تونی به عنوان یه روش شکنجه ثبت کنی.

برگشتنی تمام راه چشمم به تیرای چراغ برق بود.محض رضای خدا یه دونه شم قابل کوبیدن نبود.یا پشت جوب و جدول بودن یا چسبیده به دیوار.به نظرم این تنها تیر چراغ برقی بود که می شد بهش کوبید.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٦
تگ ها :