ظاهرا این پست های سه قلوی همسان خیال رفتن از بلاگ من رو ندارن.مثل این بچه های IVF ای که مادر حامله مجبوره وجودشون روبپذیره!

هوا امروز چه محشر بود.کاش یه مدت اینجوری میموند.چقدر برام سخته تحمل فصل گرما و به انتظار سرما نشستن.شاید یه چیزی به اسم خواب تابستونی هم وجود داشته باشه.

راستی مثل امراض خودم که اسمی ندارن و شرحی وتازه اگه خودتو بکشی واسم و شرحی هم براشون پیدا کنی کسی باورشون نمی کنه پراید قراضه من هم یه همچین حالی پیدا کرده.وقتی رو سر بالایی پارکش کنم دیگه بعد روشن نمیشه.به هر حرفه ای  و غیر حرفه ای هم میگم یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم  میندازه و میگه خانم ماشین که سربالایی و سر پایینی حالیش نمیشه!

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٧
تگ ها :