وقتی که من نوجوان بودم شبهایی که ماه کنار پنجره بود حال بهتری داشتم.انگار جنس شب بغایت لطیف می شد.چیزی در ماه بود که خواب مرا همان لالای مهربان بچه ها می کردو اتاق از نورامنی سرشار بود.

اکنون شبها از خود میپرسم که آن ماه چه شد.چرا که ماهی کنار پنجره من است که آن مهربان امن نیست.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٦
تگ ها :