سرم را توی کاسه دستشویی فرو می کنم و بالا می آورم،تمام آنچه امروز خورده ام ودیروزوپریروزوتمام این سالها ...

وباز وباز....

و آنقدر بالا می آورم که کاملا تهی می شوم،مثل یک حباب شیشه ای که بجز هوا چیزی در دلش نیست.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٦
تگ ها :