فریاد مورچه ها

فریاد مورچه ها را دوست داشتم. نمی توانم بگویم فیلم خوبی بود چون کاملا فیلم نبود ولی به اندازه کافی خوب بود.مثل نوشته ای که در غالب داستان نیست ولی دوستش داریم.مثل نوشته های بورخس.

بدترین قسمتش انتخاب دو هنرپیشه اصلی فیلم بود.لونا شاد با آن لهجه اصفهانی افتضاح و بیان ناقصش باز ملاحت کافی را برای بازی در آن نقش داشت.هنرپیشه مرد فیلم که هیچ حسنی نداشت.بازی بد و تصنعی تنها ویژگیش بود.

دیالوگهای فیلم در عین شعاری بودن باز هم زیبا بود.به لخت بودن زن در بعضی صحنه ها هم نمی شود خرده گرفت.هیچ صحنه اروتیکی در فیلم نبود.انگار هدف نمایش عریانی بود. فقر عریان،جهل عریان و آدمهای عریان در آن سرزمین.

دوست دارم بدانم آیا لونا شاد واقعا در رودخانه آلوده گنگ که مرده های نیم سوخته رویش شناور بودند و گدایان چرک و چروکیده ،لخت مادرزاد مدام توی آن شیرجه می زدند آبتنی کرد؟به هر حال بازی در آن نقش برای زنی ایرانی که مجری صدای آمریکا هم هست جسارت کافی می خواهد.

دیدن فیلم را به همه کسانی که مثل من صبر و تحملشان در دیدن فیلمهای کسالت بار زیاد است توصیه می کنم.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢
تگ ها :