تو که چشمات حیلی قشنگه...

تو رو اونجا هر روز، تو یانگ و بلور می گردوندیم و هر کی رد می شد از چشمهای درشت و براقت می گفت. اینجا چرا همه به لاغری تو فکر می کنند فقط؟!

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳۱
تگ ها :

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

یکی از مشکلات من تشخیص ریال یا تومن بودن قیمتهاست. داره یکم چشمم عادت می کنه البته. شبیه اصحاب کهفه وضعم. انگار واحد پول عوض شده کلا. 

سر تا پای بچه رو هم دوده گرفته. می تونم ببرمش سر چارراه گدایی. اینها اولین مشاهدات من بود از شهری که دوستش می داشتم.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤
تگ ها :

My little tiger

سر شونه هام که دیگه جای سالم نداره از پس گازم گرفتی. عین جذامی ها شدم. نصف موهامم که کشیدی و کندی. خودت روز به روز خوشگلتر می شی، منو زشت و پیر کردی. من با این قیافه چطوری بعد سه سال برم ایران آخه؟!

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٥
تگ ها :