مار پله

زندگی شبیه بازی مار پله ست.فرقش اینه که مال بعضیها بیشترش ماره ،مال بعضیها پله.مال من از اون مار پله هاییه که مارهاش عجیب بلندو گزنده اند و پله هاش کمیاب و کوتاه.همیشه وقتی با بدبختی نزدیک خونه آخر می رسم یک مار زنگی ١٠ متری نیشم می زنه و بر می گردم خونه اول.

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٩
تگ ها :

پدر سوخته

ایرج میرزا بی ادب است ولی من بعضی شعرهایش را دوست دارم.

جهت اطلاعتان من فصل امتحانات ویار می کنم.ویار شعر و داستان و فیلم!

این شعر ایرج هم در نهایت به جاهای باریک می رسد ولی من همین دو بیت اولش را می نویسم.

آب  حیات  است  پدر سوخته

حب  نبات  است  پدر سوخته

وه چه سیه چرده و شیرین لب است

چون شکلات است پدر سوخته

 

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٠
تگ ها :

خوابگرد

از کی شروع کردم به پرسه زدن روی خاکستر های زندگیم؟آنقدر خوابم می آید این روزها که دیگر چیزی را به خاطر نمی آورم...

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۱
تگ ها :

صابر

میزا علی اکبر خان صابر(١٣٢٩-١٢٧٨ه ق)یکی از شاعران بزرگ آذربایجان و نویسنده کتاب هوپ هوپ نامه بود.اشعار طنز و هجو آمیز او سالها در مجله ملا نصر الدین به چاپ می رسید.صابر نقش بزرگی در بیداری توده مردم و ترویج افکار مشروطه خواهی داشت.شعر زیر در باب وطن فروشی زمامداران وقت ایران سروده شده است که در این روزگار ایران فروشی و به حراج گذاشتن آبهای ایران شنیدن آن خالی از لطف نیست.

(با اینکه عادت به این سبک نوشتن ندارم ولی اینقدر از این شعر لذت بردم که حیفم آمد شما ها نخوانیدش،به خصوص دوستان ترک زبان)

قصر شیرین،اثر کی ساتیرام

آی آلان!مملکت ری ساتیرام!

ماغازامدا تاپیلور هر جوره زاد

جام جم،رایت کی،تخت قباد

گر چه بازاریمی ایتمکده کساد

سعی ایدیر بیر پارا ایرانی نژاد

لیک من باقمیورام هی ساتیرم

آی الان!مملکت ری ساتیرام!

ترجمه شعر که اصلا به  خوبی اصل آن نیست:

قصر شیرین می فروشم یادگار دور کی

مشتری ،آی مشتری ،من می فروشم ملک ری!

در دکانم هست از هر قسم و هر گونه مواد

رایت کی،جام جم یا همچنین تخت قباد.

گر چه بهر آنکه بنمایند بازارم کساد،

روز و شب کوشش کنند یک مشت ایرانی نژاد

لیک من بی اعتنایم،می فروشم باز هی

مشتری،آی مشتری،من می فروشم ملک ری!

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢
تگ ها :