شادی مردم!

 من که سالهای سال طرفدار تیم ...(روم نمی شه اسمشو بگم!یعنی اینقدر این فصل تر زده که آدم باید بگه روم به دیوار!حالا شما گوشتون رو بیارین جلو من یواشکی در گوشی بهتون بگم،)استقلال هستم ،این فصل وقتی از تیم محبوبم نا امید شدم دلم رو خوش کردم به باخت پرسپولیس ،بنا به همون عادت تاریخی طرفدارای این دو تیم.

دیروز هم داشتم خوشحال سپاهان رو تشویق می کردم که یهو...اولش خشکم زد ولی وقتی ۱۰۰ هزار نفر با شادی از جاشون بلند شدن و شادی کردن ،منم به طرز عجیبی خوشحال شدم.تجربه درونی جالبی بود.راستش هنوز این ته مونده این شادی تو دلم هست.خوشحالی قطبی هم دیدنی بود.واقعا کسی هست که این مرد رو دوست نداشته باشه؟

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
تگ ها :

سیاستمدار!

من یک هفته است در کف این ماجرا موندم:یکی از پدر سوخته ترین و زبل ترین آدمهایی که به عمرم شناختم هفته پیش به من گفت:سیاستمدار!
من که یک عمره به اندازه آسپیران غیاث ابادی مجسمه بلاهت هستم(شایدم بیشتر)نمی دونم این صفت رو باید به کجام بچسبونم!
در واقع از نظر میزان خریت اسم منو باید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد.عجیبیش اینه که هیچ اشتیاقی برای بیرون اومدن از این چاه حماقت در خودم احساس نمی کنم.در واقع یه جورایی هم از این بلاهت خوشم!
جالب ترین قسمت قضیه اینه که آقای پدر سوخته خودش رو درتاکسونومی آدمهای بی سیاست جا داد.واکنش من به اظهارات آقای چرچیل یک خنده تاریخی بود.    
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٧
تگ ها :

از یه چیزایی خسته شدم.

از این همه سال درس خوندن خسته شدم.
از دنبال حق مسلم (!)سگ دو زدن خسته شدم.
از تلاش برای تغییر دادن و تغییر کردن خسته شدم.
از زن بودن توی این جامعه خسته شدم.
از ثابت کردن و توضیح دادن خسته شدم.
از این روزها و شبها،از این تکرار خسته شدم.
از شکلات تلخ بودن خسته شدم.

از بودن خسته شدم.

خسته شدم.

شدم!

 

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۱
تگ ها :

ناپلئون محبوب من

دوستعلی خره مرد.همین.   
نویسنده : سولماز ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦
تگ ها :

از قیل و قال مدرسه...

به بهانه مسابقه بهترین وبلاگها در پرشین:
بلاگهای مربوط به دعوای بین راست و چپ (البته باید گفت راست با چپ .چون طفلک چپها که دیگه زوری ندارند.)مثل این آقای پر مدعا:
http://gerdbad.com/
 یکسری خانم روشنفکر خود شیفته که گاهی مردم هم شیفته شونن،مثل این خانم:
http://www.naazliii.blogspot.com/
سردسته اروتیست ها:
http://beingdoxtar.blogspot.com/
واین خانم مهم که به بهانه خواب تعریف کردن بابای پولدارش را به رخ ما می کشد:http://blog.pargolak.info/
دلم می خواد برم اینجا:

(قابل توجه نانا :اون نقطه ته عکس باباست و اون سفیده لیلیه!)

soli

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٩
تگ ها :

اینطور مواقع چه حالی می ده آدم پاشو بکنه تو کفش دیگرون!

  
نویسنده : سولماز ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳
تگ ها :